تبليغاتX
رویاهای خدا - آغاز...
...و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ...

روایت سرخپوستان از آفرینش جهان به  این اعتقاد بر می گردد که در ابتدا جهان در ذهن خدا بود.

 «...پدرمان شروع کرد به گریه کردن و دریاها و آبها را ساخت...او فکر کرد: چنین است که اگر هر چیزی را آرزو کنم همانطور که خواسته ام خواهد شد. پس آرزوی نور کرد و روشنایی شد.آنگاه دوباره اندیشید و زمین را آرزو کرد و این زمین به وجود آمد...آنگاه برای اولین بار شروع به سخن گفتن کرد. او گفت:حالا که همه چیز درست همانطور شده که من می خواستم باید موجودی را بسازم که مثل خودم باشد. پس تکه ای گل برداشت و آن را به شکل خودش درآورد...»

                                   و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 14:11  توسط سارا یوسف پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
روایت سرخپوستان از آفرینش جهان به این اعتقاد بر می گردد که در ابتدا جهان در ذهن خدا بود.
«...پدرمان شروع کرد به گریه کردن و دریاها و آبها را ساخت...او فکر کرد: چنین است که اگر هر چیزی را آرزو کنم همانطور که خواسته ام خواهد شد. پس آرزوی نور کرد و روشنایی شد.آنگاه دوباره اندیشید و زمین را آرزو کرد و این زمین به وجود آمد...آنگاه برای اولین بار شروع به سخن گفتن کرد. او گفت:حالا که همه چیز درست همانطور شده که من می خواستم باید موجودی را بسازم که مثل خودم باشد. پس تکه ای گل برداشت و آن را به شکل خودش درآورد...»
و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ...

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
رویای اول- جستجوگری
پیوندها
انجمن حرفه ای متفکران و محققان
راه حضور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM