تبليغاتX
رویاهای خدا
...و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ...
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
روایت سرخپوستان از آفرینش جهان به این اعتقاد بر می گردد که در ابتدا جهان در ذهن خدا بود.
«...پدرمان شروع کرد به گریه کردن و دریاها و آبها را ساخت...او فکر کرد: چنین است که اگر هر چیزی را آرزو کنم همانطور که خواسته ام خواهد شد. پس آرزوی نور کرد و روشنایی شد.آنگاه دوباره اندیشید و زمین را آرزو کرد و این زمین به وجود آمد...آنگاه برای اولین بار شروع به سخن گفتن کرد. او گفت:حالا که همه چیز درست همانطور شده که من می خواستم باید موجودی را بسازم که مثل خودم باشد. پس تکه ای گل برداشت و آن را به شکل خودش درآورد...»
و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ...

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM