![]() |
![]() |
|
| ...و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ... |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
روایت سرخپوستان از آفرینش جهان به این اعتقاد بر می گردد که در ابتدا جهان در ذهن خدا بود.
«...پدرمان شروع کرد به گریه کردن و دریاها و آبها را ساخت...او فکر کرد: چنین است که اگر هر چیزی را آرزو کنم همانطور که خواسته ام خواهد شد. پس آرزوی نور کرد و روشنایی شد.آنگاه دوباره اندیشید و زمین را آرزو کرد و این زمین به وجود آمد...آنگاه برای اولین بار شروع به سخن گفتن کرد. او گفت:حالا که همه چیز درست همانطور شده که من می خواستم باید موجودی را بسازم که مثل خودم باشد. پس تکه ای گل برداشت و آن را به شکل خودش درآورد...» و شاید ما اندیشه های خدا، آرزوهای خدا و رویاهای خداییم ... |
|
RSS
|